نیم رخ مدیریت
بسم الله الرحمن الرحیم
نام کتاب : نیم رخ مدیریت
نویسنده : مهندس جعفر طرقی
در زیر نکاتی از این کتاب آمده است :
· کلید موفقیت در زندگی آن است که راه های بیشتری را برای خود باز کنید ،درهای بیشتری را بزنیم ، طرح ها ونقشه های متفاوتی را امتحان کنیم تا به موفقیت های بیشتری دست یابیم.
· اگر یک برداشت ، یک راه کار در زندگی داشته باشید ، مثل ماشینی است که فقط یک دنده داشته باشد .
· تاریخ از آن کسانی است که آمال ، هدف ها و امیدهای بزرگ دارند .
· دین وسخنان ائمه ی اطهار (ع) برای جامعه بشری به منزله ی قطب نما برای کشتی است.
· به فعالیت ها و موفقیت های افراد پاسخ مثبت بدهید . بیشتر از تشویق استفاده نمائید تا تنبیه.
· برای اعتلای نو آوری و مسئولیت پذیری – که از بایدهای عصر رقابت جهانی به شمار می روند – مدیران باید ، سازمانهای خود را یک دسته فعالیتهای منظم بدانند ، نه ساختاری خشک ونرمش ناپذیر .
· نصیحت گفتن به کارمندی در حضور دیگران کوبیدن شخصیت آن فرد است .انسان ها خود خوبند ، رفتارشان است که گاهی اشتباه است سعی کنید شخصیت فرد را حفظ نمائید .
· یک مدیر نباید چنان رفتار کند که کارمندانش فقط در برابر دستور هایی که دریافت می دارند واکنش نشان دهند . از تجارب و آزموده های خود دیگران را بهره مند سازید و مسئولیت پاره ای از کارهای مشخص را به کارمندانتان واگذار نمایید ؛ تا خود به اندیشیدن بپردازند . این فرصت کار را برای آنان رضایت بخش تر می نماید .
· در رفتار خود به گونه ای عمل کنید که زیر دستانتان از این که بگویند « نمی دانم» ترس نداشته باشند و کسی در آموختن آنچه نمی داند شرم نکند .
· چهره ی شاد با نگاه مشتاقانه ، همراه با تبسم می تواند هر کسی را به خود جلب کند .
· تمام افراد میل به برتری و نشان دادن لیاقت و توانایی خود به دیگران را دارند ، بنابراین از این خصلت حداکثر بهره را ببرید
· برای ایجاد انگیزه در کارکنان راههای متفاوتی وجود دارد . شامل : ترس از تنبیه ، تشویق ، ولی رشد و پرورش توانایی و شخصیت افراد ، بهترین عاملی است که منجر به جوشش درونی شده و عشق به کار و خلاقیت را زنده می کند .
· افراد وقتی بهتر کار می کنند که به آنها فرصت موفقیت داده شود ، موفقیت از جمله چیزهایی است که در آدمی انگیزه ایجاد می کند . شخص نیازمند آن است که احساس پیشرفت و رشد کند و برای بکارگیری مهارتها و توانایی های خود فرصت یابد
· اگر آدمی کاری انجام دهد و شکست بخورد بهتر از آن است که کاری نکند و توفیق یابد .
· زندگی چون رود خانه ای است که همیشه جریان دارد . مردم سرنوشت زندگی خود را به دست جریان آب می سپارند و موقعی بیدار می شوند که به لب پرتگاه رسیده اند . راه صحیح آن است که از قبل طرح ونقشه ای برای زندگی بریزیم و تصمیم گیری و اقدام به آن را پیشه گیریم .
· فهرست وظایف خود را هر چند وقت یک بار مرور کنیر واین کار را به کارمندان خود هم پیشنهاد کنید .
· هنگامی که بیش از حد شایستگی و لیاقت تان مورد تمجید قرار گیرد ، تملق و چاپلوسی در کار است . تمجید بیش از حد شما را از پیشرفت باز ندارد و تعریف شما را در تحقق اهداف صحیح مردد ننماید .
· پیگیری در کارها را به عنوان یک عادت پسندیده در خود پرورش دهید .
· در پایان هر هفته عملکرد خود را ارزیابی و برنامه هفته ی آینده را در دفتری یادداشت کنید .
· مدیریت شما با عملکردتان سنجیده می شود .
· ارتباط واقعی زاییده ی اعتماد است . با این وصف بسیاری از نظامهای بازبینی کارکرد و ارزیابی و ارزشیابی در ادارات ومدارس امروز بی اعتمادی می آفرینند .
· بزرگترین سرمایه ی شما همکارانتان هستند و راه موفقیت شما مشارکت فکری ، تخصصی و استفاده ی بهینه از تمام توان فکری، تخصصی وجسمی آنان است .
· برای فکر کردن و مشورت کردن برای تصمیم گیری وقت صرف کنید ؛ ولی وقتی زمان عمل فرا رسید فکر کردن را متوقف کنید و سراغ عمل بروید .
· شریک نمودن کارکنان در جریان تصمیم گیری ، موجب احترام و اعتماد به نفس آنان می گردد .
· جوّ یاد گیری ، خلاقیت ، تلاش و انضباط ، ارتقای توانایی ورقابت سالم را در سازمان خود فراهم کنید .
· یک دست صدا ندارد ، تکمیل طرح ها بسته به کوشش گروه وسیعی از افراد است . باید برای رسیدن به هدف ها کارکنان را به یکدیگر پیوند داد بگو نه ای که احساس کنند مقبول قرار گرفته اند و به یکدیگر اعتماد دارند ، هدفها تعیین شود و وظایف به روشنی مورد قبول قرار گیرد ، مسئولیتها و نقشها روشن شده باشد و جریان منظمی مورد توافق قرار گیرد ، اختلاف ها به سرعت و به نحوی منصفانه حل شود ، افراد حامی یکدیگر باشند وکار همدیگر را کنترل کنند و بالاخره به افراد نه به چشم کارکنان بلکه به عنوان اعضای گروه نگاه شود که در گروه قادرند بیشتر از حالت فردی خود کار کنند .
· پیروزمندان سخت کوشند ، ولی پیش از اقدام خوب می اندیشند ، آنان کنش گرا هستند نه واکنش مدار ، پس به جای سخت کوشی هوشمندانه تر کار کنید .
· در واگذاری اختیار به زیر دستان خود اعتماد کنید ،آنگاه شاهد گسترش قابل ملاحظه قابلیت ها وتوانایی ها در سازمان خواهید بود .
· افکار منفی در حکم علفهای هرزی هستند که ذهن ما را به خود مشغول می دارند ، لذا با مهارت و قدرت باید الگوی ذهنی خود را در هم بریزیم و افکار منفی را در ذهن محو کنیم و باغ ذهنمان را پر از گلهای زیبا وبا طراوت نماییم .
· با پاداش بجا و مؤثّر ، افراد را به درست کارکردن تشویق نمایید .
· شکار اندیشه های خوب رهایی از رکود است .
· آنقدر دریا دل باشید که از چیزی نگران نشوید و آنقدر بزرگوار باشید که خشمگین نشوید و آنقدر نیرومند باشید که از چیزی نترسید .
· اجازه دهید از شما انتقاد کنند ، نگذارید با تملق و چاپلوسی شما را بزرگ و سرنگون سازند .
· تلاش کنید قسمتی از وقت خود را صرف پیشگیری از بروز مشکلات کنید .
· سازمان ، اداره و جامعه موقعی که افراد در مکان اصلی خود نباشند ، دچار مشکل می شوند ، بنابراین در به کار گماردن افراد دقت بیشتری نمائید ، زیرا وقتی کور ، کور دیگری را هدایت کند هر دو به چاه می افتند .
· وقت خود را در روز طوری تنظیم کنید که برای موارد خلاف انتظار نیز جای باشد .
· یک مدیر باید دست کم هفتاد درصد توجه خود را به خصوصیات مثبت زیر دستانش معطوف سازد . سی درصد بقیه برای توجه به ویژگی هایی که نیاز به بهبود و دگرگونی دارد ، کفایت می کند .
· آنگاه که از یادگیری باز مانید ، به رشد خود پایان داده اید . هوشمندانه ترین وضعیت این است که پیوسته بیاموزیم و برای همخوان شدن با وضعیت های تازه آماده باشیم.
· مدیران خوش برخورد کارکنان شیفته می آفرینند .
· حضرت علی (ع) : با دنیا مدارا کن و حوادث روزگار را به خونسردی و سنگینی بپذیر تا بر مدار خویش پیروز گردی .
· دست کم هفته ای یک ساعت در محیط کارتان به گشت گذار بپردازید و افراد را به درست کار کردن تشویق نمایید .
· بهترین شیوه رشد و مسئولیت پذیری افراد ، واگذاری کار و اختیار و مسئولیت دادن به آنهاست .
· زیاده وری در ملامت زیر دستان موجب شعله ور شدن آتش لجاجت می شود .هنگامی که در سازمانتان اشتباهی رخ داد ، اشتباه را همچون فرصتی برای یادگیری غنیمت بشمار و به فرد اشتباه کننده دقیق بگویید که اشتباه او چه اثری در سازمان داشته است .وسپس اندکی درنگ کنید تا یادآوری شما جا بیفتد ، بعد اعتماد خود را به وی تأکید کنید زیرا شما می خواهید که فرد با خود بیندیشد وراه پیشگیری از تکرار خطا را بررسی کند ؛ نه اینکه از سرزنش یا رفتار ناخوشایندی که به او شده دل آزرده گردد ؛ قصد شما کنار گذاشتن رفتارهای اشتباه است ،نه فرد خطاکار .
· سیاست های خود را آموزشی کنید نه اینکه آموزشهای خود را سیاسی کنید .
· به همکاران دوره ابتدایی اهمیت بیشتری بدهید که: افضل الرجال معلّم الاطفال
· مدیریت بر مبنای ارزشهای اسلامی ، برای تحقق ارزشهای الهی ، اقدام به گزینش کارکنان و مدیران مؤمن ومتخصص ، رعایت شایسته سالاری در عزل ونصب ها، نظارت بر فرهنگ سازمانی و بهبود شاخصهای فرهنگ اداری برای ایجاد محیط سالم ، برای رشد واعتلای معلمان ودانش آموزان عمل می نماید .
· آنان که قلبشان آشیانه عشق ومحبت است چنان توانا هستند که هیچ قدرتی ، نیروی مقابله با آنها را ندارد .
· ودر پایان باید در تمام مراحل زندگی خداوند را فراموش نکنیم وخدا را بر تمام اعمال خود ، در تمام اوقات ناظر وحاضر بدانیم .