تألیف : مصطفی پرورش
در این کتاب نویسنده سعی کرده است تا مربی را با چهار مقوله اصلی تعلیم وتربیت ؛ یعنی هدف شناسی ، روش شناسی ، مخاطب شناسی و تغییر شناسی آشنا نماید .
اولین کلید طلایی آن است که مربی چه هدفی از تعلیم و تربیت متربی دارد . مؤلف براساس سفارشات دین مبین اسلام اهداف غایی و اصلی آموزش وپرورش را در این کتاب این گونه معرفی کرده است :
1- خلیفه اللهی
2- رشد عقلانی
3- تقویت اراده
4- رشد هوش واستعداد
5- مثبت اندیشی
6- آرامش و نشاط
7- اصلاح چهار رابطه ( خدا ، خود ، جامعه ، طبیعت )
8- رشد هماهنگ تفکر منطقی و شهودی
9- دور صحیح
10- رشد هماهنگ ابعاد وجودی انسان
تمام اهداف دهگانه فوق را به عنوان قله های تعلیم وتربیت معرفی کرده است و اهدافی مانند گرفتن مدرک ، شغل مناسب ، نمره بیست و ... را تپه های تعلیم وتربیت نام نهاده است .
کلید دوم مخاطب شناسی
در بحث مخاطب شناسی توجه به تفاوت های فردی برجسته تر از سایر مباحث است . نویسنده با اشاره به آیه « قَد خَلَقَکم اطوارا » بیان می کند که هر انسانی در هر لحظه یک طور است وطور هر انسانی با دیگری متفاوت است .
مقایسه انسان ها با یکدیگر کاملا ً اشتباه است چرا که انسان می تواند ادعا کند که در خلقت واحد است وکسی مثل او نیست .
انتظارات تربیتی از کودکان را باید بر اساس توانائیهای آنان متناسب کرد . در فصل مربوط به مخاطب شناسی به عوامل مؤثر در شکل دادن شخصیت انسان اشاره دارد که وراثت ، محیط ، اراده و عوامل ماوراء الطبیعه ؛ آن عوامل هستند .
توجه به تفاوت های فردی در بحث تربیت باعث می شود که تعلیم وتربیتی شایسته ی متربی در نظر گرفته شود و آن را به اهداف اصلی تعلیم وتربیت برساند .
انواع چهره واراده ی انسان و اشاره به بعضی از نظریه ها درباره ذات انسان از دیگر مباحث فصل دوم این کتاب است .
کلید سوم چه تغییری ؟
شخصیت انسان دارای سه بعد اصلی است .
1-ذهن
2- احساس و عاطفه
3- رفتار وعملکرد
برای تغییر باید ذهن را با آگاهی دادن تغییر داد تا احساس تغییر کند وبه دنبال تغییر عواطف ، عملکرد هم تغییر می کند .
تغییرات ذهن برعهده آموزش وتعلیم است . تغییرات احساس بر عهده ی پرورش وتربیت است و تغییرات رفتار بر عهده ی راهنمایی ومشاوره است .
هرکس باید تغییرات را از خود آغاز کند تا بتواند منشأ تغییر در دیگران شود .
تغییر که به نوعی آن را یادگیری نیز می گویند ، بر اساس سه نظریه روانشناسان یادگیری ، یعنی رفتارگرایان ، شناخت گرایان و ساخت گرایان قابل توضیح می باشد .
کلید چهارم روش شناسی
یکی از مهمترین کلید های تربیت این است که با چه روش یا روشهای تربیتی تغییرات را در مخاطب ایجاد کنیم تا وی به اهداف تربیتی برسد .
چون انسان ها دارای شخصیت گوناگون هستند ؛ باید روش های برخورد با آن ها هم متفاوت باشد .
در این فصل به 6 روش تربیتی به ترتیب اولویت اشاره شده است .
1- روش الگویی
2- محبت
3- تکریم شخصیت
4- موعظه و نصیحت
5- تشویق
6- تنبیه
که البته هر کدام دارای شرایط ویژگیهای خاص خود می باشد و استفاده از آن ها نیاز به علم وآگاهی دارد .
فصل پنجم
در فصل پنجم و پایانی این کتاب به بحث راه پله های تربیت و قوانین معنوی برای رسیدن به موفقیت اشاره می کند .راه پله های تربیت به ترتیب عبارتند از : دریافت ، واکنش ، ارزشگذاری ، سازمانبندی ، تبلور و عادی شدن
وقوانین معنوی موفقیت عبارتند از :
1-قانون توانایی مطلق
2- قانون بخشندگی
3- قانون علت ومعلول
4- قانون کمترین تلاش
5- قانون قصد وآرزو
6- قانون عدم دلبستگی
7- قانون غایت حیات
جملاتی زیبا از این کتاب
v کسانیکه سعی آن ها بدن توجه به هدف است ، زندگی را تکرار می کنند .
v قله تعلیم وتربیت ؛ انسان تر شدن است .
v عمل انسان تابع اندیشه اوست .
v شادی امری است درونی و نتیجه فعالیت و تلاش است .
v یکی از راه های شکستِ « شکست » این است که خطا و اشتباه خود را به دیگران نسبت ندهیم .
v مربی خوب ، برخوردهای دقیق را در هر شرایطی خوب انتخاب می کند .
v باید با سؤال کردن ذهن کودکان را باز کنیم .
v نخ علمی داشتن مهم نیست ؛ فرش علمی داشتن مهم است .
v خلاقیت یعنی ایجاد « جای پا » در کویر زندگی .
v ذهن زمانی یاد می گیرد که تعادلش به هم بخورد ، زمانی تعادل به هم می خورد که با مسأله ای روبرو شود .
v تربیت صحیح یعنی ، حس بدهکاری را تقویت کردن ، هرچه انسان خود را نسبت به جامعه ی خود بدهکارتر بداند احساس مسئولیت بیشتری می کند و بیشتر به جامعه ی خود خدمت می کند .
v رابطه « اراده » با « شخصیت » انسان به مانند رابطه ی فرمان است با اتومبیل .
v مهمترین عامل در تربیت انسان اراده ی اوست .
v همه انسان های بزرگ با مشکلات بزرگ ؛ بزرگ شده اند .
v افلاطون : هر کسی باید ریاضی بخواند چون ریاضیات بخش عمده ای از هوش و استعداد آدمی را شکوفا می کند .
v انسان مترقی ، موجودی دو دست است که با یک دست ، خود را رشد می دهد و با دست دیگر سایرین را رشد می دهد .
v یکی از مشکلات تعلیم وتربیت رسمی آن است که ذهن کودک را بزرگ می کند وقلب او راکوچک .
v کودک آئینه تمام نمای انسان طبیعی است . انسان طبیعی ، انسانی است که دست نخورده وتحریف نشده است .
v انسان به وسعت هدفهایش گام بر می دارد .
v ما باید به مانند یک ناخدای باخدا بادبانهای کشتی زندگی را به گونه ای تنظیم کنیم که هر طوفان و موج در جهت رسیدن سریعتر و آسانتر به اهداف ما رایاری دهند .
v زندگی از انسان یک انتظار دارد ، خود را تغییر دهید ، همه چیز تغییر خواهد کرد .
v امام صادق علیه السلام : « به درستیکه عالم هنگامی که عمل نکند به عملش ، می لغزد موعظه اش از دل ها چنانچه لغزید باران از روی سنگ صاف.
v تمام مشکلات ارتباطی انسان ها به دلیل آن است که یک طرف ارتباط خود را با ارزش می داند وطرف مقابل را بی ارزش .
v هنر مربی در تربیت استخدام گوش متربی و حفظ حیاء اوست .
v اگر می خواهید در صف انسان های بزرگ قرار بگیرید ، با آن ها معاشرت کنید .
v انسان وقتی عزیز شد وبه عزت نفس خود پی برد راه ها را بر شیطان می بندد .
v ژرفترین پرستاری از فرزند ، پرستاری معنوی است .
v مستقیمترین راه رسیدن به موفقیت ، طریقت جان است .( علیکم انفسکم )
v هیچ چیز جزخودمان ما را محدود نمی کند .
v ما می توانیم به مانند درختی بلند با ریشه های مقارم ، همه طوفان های سهمگین و باران های تند را بپذیریم و شسته و شفاف شویم و در حوادث وتند بادهای زندگی رقص کنان مقاومت کنیم تا به قله های موفقیت و کمال دسترسی پیدا کنیم.