پروفسور

زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید.

پروفسور حسابی

بارها و بارها از مرحوم پروفسور حسابی استادی گرانقدر ، دانشمندی فرزانه و یک ایرانی وطن دوست شنیده ایم وخوانده ایم . کتابی در این رابطه سال هاست به چاپ رسیده است به نام « مرد نخستین » نویسنده ی این کتاب زندگی نامه ی استاد را با نگاهی داستانی با قلمی ساده وروان عرضه داشته است . برگ برگ این کتاب پر از پند است هم برای دانش آموزان، معلمان ، مردم و هم برای مسئولان . در صفحه ی 87 این کتاب آمده است ...

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید.

ادامه نوشته

جادوی فکر

 

کتاب : جادوی فکر بزرگ

نوشته ی دکتر د. شوارتز

ترجمه ی زنا بخت آور

انتشارات فیروزه  چاپ گلشن

جملاتی برگزیده از این کتاب :

داودنبی می فرماید : « هرکس آن چیزی است که در ضمیر میپندارد .»

امرسون : « مردان بزرگ کسانی هستند که می دانند اندیشه ها بر جهان حکم می رانند .»

زندگی بزرگتر از آن است که دست کم گرفته شود .

پیشرو باشد نه دنباله رو.

خودتان را دست کم نگیرید . از تحقیر نمودن خویش دست بردارید .نظر خود را روی امتیازاتی که دارید معطوف کنید . شما بهتر از هستید که فکر می کنید .

بلند نظر باشد . تنها وضعیت موجود را نبینید امکانات فردا را هم در نظر بگیرید .سعی کنید ارزش مردم ؛ خودتان و سایر چیزها را بالا ببرید .

 

تهیه وتنظیم : سرکار خانم نصیری آموزگار محترم پایه ی اول

تغذیه ی نامناسب

والدین گرامی :

فرزندانتان باید بدانند که موادی چون چیپس و پفک و سایر تنقلات کم ارزش نیازهای غذایی آنهارا تامین نمی کند وبه دلیل داشتن نمک زیاد ذائقه آنهارا به خوردن غذاهای شور عادت می دهد که در آینده احتمال ابتلابه بیماریهای قلبی عروقی و فشار خون بالا به همراه خواهد داشت .

 

منبع :کتاب پیشگیری از رفتار مخاطره آمیز ( تغذیه نامناسب)

تهیه و تنظیم : عباس یبلویی مربی محترم بهداشت مدرسه

ادامه ی مطلب را بخوانید تا بیشتر بدانید .

ادامه نوشته

استراتژی تدریس

كتاب استراتژي تدريس ( تدريس اثر بخش )

نويسنده : مسعود دوج

ناشر : سارگل  ( www.sargopub.com  )

كتابي است مشتمل بر 120 صفحه كه مطالب آن در پيش گفتار ؛ مقدمه و هشت فصل تنظيم گرديده است ؛ نويسنده در اين كتاب كوشش كرده با قلمي روان به تمامي آنچه يك معلم براي حضوردر كلاس نياز دارد اشاره نمايد ،از قوانين يادگيري و تدريس فصل اول ، مديريت رفتار هاي مسئله ساز و كلاسي فصل دوم ؛ استراتژي تدريس فصل سوم ، تجهيزات كمك آموزشي فصل چهارم ، رفتارهاي غير كلامي فصل پنجم ،موانع يادگيري فصل ششم تا جديد ترين روش هاي تدريس فصل هشتم ،همه وهمه از ابزارهاي مهم معلمي است .

  خواندن اين كتاب را به تمامي همكاران علاقه مند سفارش مي كنيم هم براي ايدگيريهاي جديد وهم براي تذكر در رابطه با يادگيريهاي گذشته .

در اين رابطه خلاصه اي از اين كتاب در باب برخي موضوعات ذكر شده ؛ توسط جناب آقاي علي اوسط صنيعي  آموزگار محترم كلاس سوم آموزشگاه در ادامه مطلب آمده است كه خواندن آن شما را به زوايايي از اين كتاب آشنا مي نمايد .  

ادامه نوشته

به بهانه ايام حج

بايد گفت براي درك بهتر حج كتاب دكتر شريعتي را بخوانيد در ادامه ي مطلب خلاصه اي از اين كتاب با عنوان ‹حج اصغر› آمده است كه خواندن آن خالي از لطف نيست .

ادامه نوشته

معرفی کتاب

عنوان کتاب : کلاس خلاقیت ( تمرینات و روش های عملی پرورش خلاقیت برای معلمان و مربیان )

مؤلف : افشین سلیمانی

انتشارات : انجمن اولیا ومربیان ، چاپ دوم ، پاییز 1384

       خلاقیت زیباترین و شگفت انگیزترین خصیصه ی انسان است. غنا، پویایی و بقای هر فرهنگ و تمدنی به خلاقیت مردمان آن بستگی دارد و این واقعیت را تاریخ بارها به اثبات رسانده است.

اکنون در آغاز هزاره ی سوم به جرأت می توان گفت خلاقیت همان چیزی است که زندگی مدرن بشر متمدن را از زندگی ابتدایی انسان نخستین جدا می کند. اگر اکنون در شروع قرن بیست ویکم مشاهده می کنیم که در قسمتی از دنیا انسان هایی رؤیایی دست یابی به کرات دور دست و سکونت در فضا را به واقعیتی عینی بدل کرده اند ، برای لحظه ای بیندیشیم که در همین لحظه در گوشه های دیگری از دنیا ، انسان های دیگری نیز زندگی می کنند که شیوه ی زیستن آنها همانند بشر هزاران سال پیش است ، به راز خلاقیت ، این موهبت منحصر به فرد انسان ، پی خواهیم برد.

خلاصه ای از این کتاب در ادامه آمده است .

ادامه نوشته

معرفی کتاب

کتاب : خدمات ایرانیان به اسلام

نویسنده :عبدالرفیع حقیقت ( رفیع)

انتشارات : کومش

جملاتی از این کتاب

ادامه نوشته

تاملات مارکوس اورلویس

نام کتاب : تأملات مارکوس اورلیوس      ترجمه : عرفان ثابتی       انتشارات ققنوس        چاپ دوم 1387

     این کتاب حاصل تأملات یکی از نامدارترین فیلسوفان رواقی  در باب مسائل بنیادین حیات آدمی است . مارکوس اورلیوس در این اثر کلاسیک می کوشد از منظری خود کاوانه ، خوانند ه را در بصیرت هایی که از تأمل در مضامینی چون محدودیت های حیات آدمی ،ناپایداری امور ، قانون عقلانی حاکم بر چیزها ، کردار درست در راه زندگی و معرفت به نفس حاصل کرده است ، شریک سازد و او را به پیمودن طریق خود شناسی ترغیب کند .

     مارکوس اورلیوس امپراتور روم در سال های 121 الی 180 میلادی بوده است . داشتن چنین اندیشه ای در آن زمان نشان از شخصیتی بزرگ و ژرف نگر می دهد .

قسمتی از اندیشه های مارکوس اورلیوس

·         ما آفریده شده ایم تا همچون پاها ، دست ها ، چشم ها و دو ردیف دندان های بالا وپایین  با یکدیگر همکاری کنیم .

·         آنچه کل جهان را تداوم می بخشد تغییر است ؛ نه فقط تغییر عناصر اولیه ، بلکه همچنین تغییر اَشکال حاصل از ترکیب آن ها .

·         وقت را غنیمت شمار و بر آگاهی ات بیفزا و گرنه آن را برای همیشه از دست خواهی داد .

·         عمر آدمی لحظه ای بیش نیست ، وجودش جریانی گذرا ، احساساتش مبهم ، جسمش طعمه ی کرم ها ، نفسش گردبادی نا آرام ، سرنوشتش نا معلوم و شهرتش نا پایدار است .

·         تا آن جا که لازم است تفکر کن ، ولی از خود تردید نشان مده و نظرهای خود را به شیوه ای متظاهرانه بهتر جلوه مده ، از پرگویی بپرهیز و از رئیس مآبی دوری کن .

·         به یاد داشته باش که انسان فقط در زمان حال می زید ، در این لحظه ی گذرا ، باقی عمرش یا گذشته است یا هنوز فرا نرسیده است .

·         هرگز حتی در پیش پا افتاده ترین کارها نیز از ارتباط نزدیک امور انسانی و الهی غافل مشو ، زیرا هیچ امر انسانی را نمی توان بدون ارجاع به امر الهی به درستی انجام داد .

·         برای آدمی کنج عزلتی آرام تر وراحت تر از روحش وجود ندارد .

·         جهان سراسر تغییر است و زندگی چیزی نیست  جز تعبیر و برداشت ما از آن .

·         طوری زندگی نکن که انگار هزار سال زنده خواهی بود . مرگ به تو بسیار نزدیک است ، بکوش تا زنده ای و قدرت داری نیکو کار شوی .

·         زیبایی هر چیزی قائم به ذات است و مرهون چیز دیگری نیست ؛ تحسین در آن نقشی ندارد ، زیرا هیچ چیزی با تحسین بهتر یا بدتر نمی شود .

·         حرفه ای را که آموخته ای دوست بدار و از آن خشنود باش .

·         هیچ اتفاقی برای انسان رخ نمی دهد مگر آن که طبیعت توانایی تحملش را به او عطا کرده باشد .

·         دیگران می توانند از برخی کارهایم ممانعت کنند ، ولی نمی توانند از فکر و اراده ام جلوگیری کنند .

·         به کلیت وجود فکر کن ، وببین که وجودت چه مقدار ناچیزی از آن را تشکیل می دهد ، به کلیت زمان بیندیش و ملاحظه کن که سهم تو لحظه ی کوتاه گذرایی بیش نیست ؛ به تقدیر بیندیش و دریاب که چه سهم ناچیزی در آن داری .

·         به راحتی فریب برداشت های عجولانه ات را مخور ، به قدر وسع خود و شایستگی نیازمندان به آن ها کمک کن .

·         خوشبختی واقعی در اختیار خود انسان است ، خوشبخت کسی است که شخصیت ، نیت و اعمال خوبی دارد .

·         بهترین انتقام آن است که از فرد خاطی تقلید نکنی .

·         لذت وخشنودی را در یک کار جستجو کن ، این که بعد از هر خدمتی به جامعه به خدمت دیگری بپردازی و از یاد خدا غافل مباشی .

·         شرم آور است که وقتی جسم هنوز نیرومند است ، روح بلغزد و سست شود .

·         راستی پیشه کن ، پیش از آن که تو را به راه راست آورند .

·         ارزش انسان را بر اساس ارزش چیزهای مورد علاقه اش می سنجند .

·         کمال شخصیت آن است که هر روز را به گونه ای سپری کنیم که انگار آخرین روز زندگی ماست و از آشفتگی ، کاهلی و تظاهر بپرهیزیم .  

معرفی کتاب

کتاب : ترمز را رها کن !

نویسنده : برایان تریسی

ترجمه : منیر الدین اعتضادی

گردآوری : اشرف رحمانی – کورش طارمی

ناشر : انتشارات راشین

    این کتاب 18 روش اساسی برای برداشتن موانع و ورود به شاهراه پیشرفت را به شما معرفی می کند .

بخشهای اصلی  این کتاب:

1-     ترمز را رها کن

2-     باورهایتان واقعیت پیدا می کند.

3-     منحنی کارایی

4-     ارزشهایتان را مشخص کنید .

5-     شما انسان برجسته ای هستید .

6-     ایده های کهنه را رها کنید .

7-     تجسم خلاق

8-     مسئولیت کامل زندگی تان را بپذیرید .

9-     ردپای موفقیت را دنبال کنید .

10- راز کنترل کارها

11- داشتن شخصیتی والا

12- کتابخانه ویژه موفقیت درست کنید .

13- هدف تان را روشن کنید .

14- پنج پرسش برای عملکرد برتر

15- خودتان را ارزان نفروشید .

16- با خودتان خلوت کنید .

17- به ارزش تان اضافه کنید .

18- فرمول پیشرفت مداوم

 

چند جمله از نویسنده این کتاب :

Ø      اساس مدیریت زمان تمرکز روی یک کار ، آن هم مهمترین کار و ادامه دادن تا تمام کردن صد در صد آن است .

Ø      در عصر اطلاعات نقطه شروع موفقیت ، مطالعه است .

Ø      میزان امنیت شغلی شما بستگی دارد به اینکه تا چه حد می توانید بیشتر از آن که به شما حقوق می دهند برای سازمانی که در آن کار می کنید ارزشمند باشید .

Ø      برای اینکه بتوانید هر روز اندکی در کارتان بهتر شوید ، یک برنامه روزانه بریزید ، هر روز یک ایده جدید بیاموزید و آن را به کار بگیرید تا بازده کاریتان را افزایش دهد

Ø      صبور باشید ، تغییرات یک شبه اتفاق نمی افتند .

Ø      شاید قدرتمند ترین عامل موفقیت شما باورهایتان نسبت به خودتان باشد . اصل باور می گوید :

         « هر چیزی را در مورد خودتان عمیقاً باور داشته باشید واقعیت پیدا می کند .»

 

چهار کلید طلایی تعلیم وتربیت

تألیف : مصطفی پرورش

  در این کتاب نویسنده سعی کرده است تا مربی را با چهار مقوله اصلی تعلیم وتربیت ؛ یعنی هدف شناسی ، روش شناسی ، مخاطب شناسی و تغییر شناسی آشنا نماید .

       اولین کلید طلایی آن است که مربی چه هدفی از تعلیم و تربیت متربی دارد . مؤلف براساس سفارشات دین مبین اسلام اهداف غایی و اصلی آموزش وپرورش را در این کتاب این گونه معرفی کرده است :

1- خلیفه اللهی

   2- رشد عقلانی

   3- تقویت اراده

 4- رشد هوش واستعداد

 5- مثبت اندیشی

   6- آرامش و نشاط

  7- اصلاح چهار رابطه ( خدا ، خود ، جامعه ، طبیعت )

 8- رشد هماهنگ تفکر منطقی و شهودی

   9- دور صحیح

  10- رشد هماهنگ ابعاد وجودی انسان

  تمام اهداف دهگانه فوق را به عنوان قله های تعلیم وتربیت معرفی کرده است و اهدافی مانند گرفتن مدرک ، شغل مناسب ، نمره بیست و ... را تپه های تعلیم وتربیت نام نهاده است .

کلید دوم       مخاطب شناسی

         در بحث مخاطب شناسی توجه به تفاوت های فردی برجسته تر از سایر مباحث است . نویسنده با اشاره به آیه « قَد خَلَقَکم اطوارا » بیان می کند که هر انسانی در هر لحظه یک طور است وطور هر انسانی با دیگری متفاوت است .

        مقایسه انسان ها با یکدیگر کاملا ً اشتباه است چرا که انسان می تواند ادعا کند که در خلقت واحد است وکسی مثل او نیست .

      انتظارات تربیتی از کودکان را باید بر اساس توانائیهای آنان متناسب کرد . در فصل مربوط به مخاطب شناسی به عوامل مؤثر در شکل دادن  شخصیت انسان اشاره دارد که وراثت ، محیط ، اراده و عوامل ماوراء الطبیعه ؛ آن عوامل هستند .

      توجه به تفاوت های فردی در بحث تربیت باعث می شود که تعلیم وتربیتی شایسته ی متربی در نظر گرفته شود و آن را به اهداف اصلی تعلیم وتربیت برساند .

    انواع چهره واراده ی انسان و اشاره به بعضی از نظریه ها درباره ذات انسان از دیگر مباحث فصل دوم این کتاب است .

کلید سوم        چه تغییری ؟

شخصیت انسان دارای سه بعد اصلی است .

1-ذهن

2-                        احساس و عاطفه   

3-                         رفتار وعملکرد   

 برای تغییر باید ذهن را با آگاهی دادن تغییر داد تا احساس تغییر کند وبه دنبال تغییر عواطف ، عملکرد هم تغییر می کند .

تغییرات ذهن برعهده آموزش وتعلیم است . تغییرات احساس بر عهده ی پرورش وتربیت است و تغییرات رفتار بر عهده ی راهنمایی ومشاوره است .

  هرکس باید تغییرات را از خود آغاز کند تا بتواند منشأ تغییر در دیگران شود .

تغییر که به نوعی آن را یادگیری نیز می گویند ، بر اساس سه نظریه روانشناسان یادگیری ، یعنی رفتارگرایان   ، شناخت گرایان   و ساخت گرایان قابل توضیح می باشد .

کلید چهارم       روش شناسی

      یکی از مهمترین کلید های تربیت این است که با چه روش یا روشهای تربیتی تغییرات را در مخاطب ایجاد کنیم تا وی به اهداف تربیتی برسد .

     چون انسان ها دارای شخصیت گوناگون هستند ؛ باید روش های برخورد با آن ها هم متفاوت باشد .

          در این فصل به 6 روش تربیتی به ترتیب اولویت اشاره شده است .

1-     روش الگویی

2-                       محبت

3-                      تکریم شخصیت

4-                      موعظه و نصیحت

5-                       تشویق

6-                       تنبیه

   که البته هر کدام دارای شرایط ویژگیهای خاص خود می باشد و استفاده از آن ها نیاز به علم وآگاهی دارد . 

 

 فصل پنجم

در فصل پنجم و پایانی این کتاب به بحث راه پله های تربیت و قوانین معنوی برای رسیدن به موفقیت اشاره می کند .راه پله های تربیت به ترتیب عبارتند از :   دریافت ، واکنش  ، ارزشگذاری ، سازمانبندی ، تبلور و عادی شدن

وقوانین معنوی موفقیت عبارتند از :

1-قانون توانایی مطلق

2-           قانون بخشندگی

3-          قانون علت ومعلول

4-          قانون کمترین تلاش

5-           قانون قصد وآرزو

6-           قانون عدم دلبستگی

7-          قانون غایت حیات

جملاتی زیبا از این کتاب

v   کسانیکه سعی آن ها بدن توجه به هدف است ، زندگی را تکرار می کنند .

v   قله تعلیم وتربیت ؛ انسان تر شدن است .

v   عمل انسان تابع اندیشه اوست .

v   شادی امری است درونی و نتیجه فعالیت و تلاش است .

v   یکی از راه های شکستِ « شکست » این است که خطا و اشتباه خود را به دیگران نسبت ندهیم .

v   مربی خوب ، برخوردهای دقیق را در هر شرایطی خوب انتخاب می کند .

v   باید با سؤال کردن ذهن کودکان را باز کنیم .

v   نخ علمی داشتن مهم نیست ؛ فرش علمی داشتن مهم است .

v   خلاقیت یعنی ایجاد « جای پا » در کویر زندگی .

v   ذهن زمانی یاد می گیرد که تعادلش به هم بخورد ، زمانی تعادل به هم می خورد که با مسأله ای روبرو شود .

v   تربیت صحیح یعنی ، حس بدهکاری را تقویت کردن ، هرچه انسان خود را نسبت به جامعه ی خود بدهکارتر بداند احساس مسئولیت بیشتری می کند و بیشتر به جامعه ی خود خدمت می کند .

v   رابطه « اراده » با « شخصیت » انسان به مانند رابطه ی فرمان است با اتومبیل .

v   مهمترین عامل در تربیت انسان اراده ی اوست .

v   همه انسان های بزرگ با مشکلات بزرگ ؛ بزرگ شده اند .

v   افلاطون : هر کسی باید ریاضی بخواند چون ریاضیات بخش عمده ای از هوش و استعداد آدمی را شکوفا می کند .

v   انسان  مترقی ، موجودی دو دست است که با یک دست ، خود را رشد می دهد و با دست دیگر سایرین را رشد می دهد .

v   یکی از مشکلات تعلیم وتربیت رسمی آن است که ذهن کودک را بزرگ می کند وقلب او راکوچک .

v   کودک آئینه تمام نمای انسان طبیعی است . انسان طبیعی ، انسانی است که دست نخورده وتحریف نشده است .

v   انسان به وسعت هدفهایش گام بر می دارد .

v   ما باید به مانند یک ناخدای باخدا بادبانهای کشتی زندگی را به گونه ای تنظیم کنیم که هر طوفان و موج در جهت رسیدن سریعتر و آسانتر به اهداف ما رایاری دهند .

v   زندگی از انسان یک انتظار دارد ، خود را تغییر دهید ، همه چیز تغییر خواهد کرد .

v   امام صادق علیه السلام : « به درستیکه عالم هنگامی که عمل نکند به عملش ، می لغزد  موعظه اش از دل ها چنانچه لغزید باران از روی سنگ صاف.

v   تمام مشکلات ارتباطی انسان ها به دلیل آن است که یک طرف ارتباط خود را با ارزش می داند وطرف مقابل را بی ارزش .

v   هنر مربی در تربیت استخدام گوش متربی و حفظ حیاء اوست .

v   اگر می خواهید در صف انسان های بزرگ قرار بگیرید ، با آن ها معاشرت کنید .

v   انسان وقتی عزیز شد وبه عزت نفس خود پی برد راه ها را بر شیطان می بندد .

v   ژرفترین پرستاری از فرزند ، پرستاری معنوی است .

v   مستقیمترین راه رسیدن به موفقیت ، طریقت جان است .( علیکم انفسکم )

v   هیچ چیز جزخودمان ما را محدود نمی کند .

v   ما می توانیم به مانند درختی بلند با ریشه های مقارم ، همه طوفان های سهمگین و باران های تند را بپذیریم و شسته و شفاف شویم و در حوادث وتند بادهای زندگی رقص کنان مقاومت کنیم تا به قله های موفقیت و کمال دسترسی پیدا کنیم.   

نیم رخ مدیریت

بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب : نیم رخ مدیریت

نویسنده : مهندس جعفر طرقی

در زیر نکاتی از این کتاب آمده است :

·      کلید موفقیت در زندگی آن است که راه های بیشتری را برای خود باز کنید ،درهای بیشتری را بزنیم ، طرح ها ونقشه های متفاوتی را امتحان کنیم تا به موفقیت های بیشتری دست یابیم.

·        اگر یک برداشت ، یک راه کار در زندگی داشته باشید ، مثل ماشینی است که فقط یک دنده داشته باشد .

·        تاریخ از آن کسانی است که آمال ، هدف ها و امیدهای بزرگ دارند .

·        دین وسخنان ائمه ی اطهار (ع) برای جامعه بشری به منزله ی قطب نما برای کشتی است.

·        به فعالیت ها و موفقیت های افراد پاسخ مثبت بدهید . بیشتر از تشویق استفاده نمائید تا تنبیه.

·      برای اعتلای نو آوری و مسئولیت پذیری که از بایدهای عصر رقابت جهانی به شمار می روند مدیران باید ، سازمانهای خود را یک دسته فعالیتهای منظم بدانند ، نه ساختاری خشک ونرمش ناپذیر .

·      نصیحت گفتن به کارمندی در حضور دیگران کوبیدن شخصیت آن فرد است .انسان ها خود خوبند ، رفتارشان است که گاهی اشتباه است سعی کنید شخصیت فرد را حفظ نمائید .

·      یک مدیر نباید چنان رفتار کند که کارمندانش فقط در برابر دستور هایی که دریافت می دارند واکنش نشان دهند . از تجارب و آزموده های خود دیگران را بهره مند سازید و مسئولیت پاره ای از کارهای مشخص را به کارمندانتان واگذار نمایید ؛ تا خود به اندیشیدن بپردازند . این فرصت کار را برای آنان رضایت بخش تر می نماید .

·      در رفتار خود به گونه ای عمل کنید که زیر دستانتان از این که بگویند « نمی دانم» ترس نداشته باشند و کسی در آموختن آنچه نمی داند شرم نکند .

·        چهره ی شاد با نگاه مشتاقانه ، همراه با تبسم می تواند هر کسی را به خود جلب کند .

·      تمام افراد میل به برتری و نشان دادن لیاقت و توانایی خود به دیگران را دارند ، بنابراین از این خصلت حداکثر بهره را ببرید

·      برای ایجاد انگیزه در کارکنان راههای متفاوتی وجود دارد . شامل : ترس از تنبیه ، تشویق ، ولی رشد و پرورش توانایی و شخصیت افراد ، بهترین عاملی است که منجر به جوشش درونی شده و عشق به کار و خلاقیت را زنده می کند .

·      افراد وقتی بهتر کار می کنند که به آنها فرصت موفقیت داده شود ، موفقیت از جمله چیزهایی است که در آدمی انگیزه ایجاد می کند . شخص نیازمند آن است که احساس پیشرفت و رشد کند و برای بکارگیری مهارتها و توانایی های خود فرصت یابد

·        اگر آدمی کاری انجام دهد و شکست بخورد بهتر از آن است که کاری نکند و توفیق یابد .

·      زندگی چون رود خانه ای است که همیشه جریان دارد . مردم سرنوشت زندگی خود را به دست جریان آب می سپارند و موقعی بیدار می شوند که به لب پرتگاه رسیده اند . راه صحیح آن است که از قبل طرح ونقشه ای برای زندگی بریزیم و تصمیم گیری و اقدام به آن را پیشه گیریم .

·        فهرست وظایف خود را هر چند وقت یک بار مرور کنیر واین کار را به کارمندان خود هم پیشنهاد کنید .

·      هنگامی که بیش از حد شایستگی و لیاقت تان مورد تمجید قرار گیرد ، تملق و چاپلوسی در کار است . تمجید بیش از حد  شما را از پیشرفت باز ندارد و تعریف شما را در تحقق اهداف صحیح مردد ننماید .

·        پیگیری در کارها را به عنوان یک عادت پسندیده در خود پرورش دهید .

·        در پایان هر هفته عملکرد خود را ارزیابی و برنامه هفته ی آینده را در دفتری یادداشت کنید .

·        مدیریت شما با عملکردتان سنجیده می شود .

·      ارتباط واقعی زاییده ی اعتماد است . با این وصف بسیاری از نظامهای بازبینی کارکرد و ارزیابی و ارزشیابی در ادارات ومدارس امروز بی اعتمادی می آفرینند .

·      بزرگترین سرمایه ی شما همکارانتان هستند و راه موفقیت شما مشارکت فکری ، تخصصی و استفاده ی بهینه از تمام توان فکری، تخصصی وجسمی آنان است .

·      برای فکر کردن و مشورت کردن برای تصمیم گیری وقت صرف کنید ؛ ولی وقتی زمان عمل فرا رسید فکر کردن را متوقف کنید و سراغ عمل بروید .

·        شریک نمودن کارکنان در جریان تصمیم گیری ، موجب احترام و اعتماد به نفس آنان می گردد .

·        جوّ یاد گیری ، خلاقیت ، تلاش و انضباط ، ارتقای توانایی ورقابت سالم را در سازمان خود فراهم کنید .

·      یک دست صدا ندارد ، تکمیل طرح ها بسته به کوشش گروه وسیعی از افراد است . باید برای رسیدن به هدف ها کارکنان را به یکدیگر پیوند داد بگو نه ای که احساس کنند مقبول قرار گرفته اند و به یکدیگر اعتماد دارند ، هدفها تعیین شود و وظایف به روشنی مورد قبول قرار گیرد ، مسئولیتها و نقشها روشن شده باشد و جریان منظمی مورد توافق قرار گیرد ، اختلاف ها به سرعت و به نحوی منصفانه حل شود ، افراد حامی یکدیگر باشند وکار همدیگر را کنترل کنند و بالاخره به افراد نه به چشم کارکنان بلکه به عنوان اعضای گروه نگاه شود که در گروه قادرند بیشتر از حالت فردی خود کار کنند .

·      پیروزمندان سخت کوشند ، ولی پیش از اقدام خوب می اندیشند ، آنان کنش گرا هستند نه واکنش مدار ، پس به جای سخت کوشی هوشمندانه تر کار کنید .

·      در واگذاری اختیار به زیر دستان خود اعتماد کنید ،آنگاه شاهد گسترش قابل ملاحظه قابلیت ها وتوانایی ها در سازمان خواهید بود .

·      افکار منفی در حکم علفهای هرزی هستند که ذهن ما را به خود مشغول می دارند ، لذا با مهارت و قدرت باید الگوی ذهنی خود را در هم بریزیم و افکار منفی را در ذهن محو کنیم و باغ ذهنمان را پر از گلهای زیبا وبا طراوت نماییم .

·        با پاداش بجا و مؤثّر ، افراد را به درست کارکردن تشویق نمایید .

·        شکار اندیشه های خوب رهایی از رکود است .

·      آنقدر دریا دل باشید که از چیزی نگران نشوید و آنقدر بزرگوار باشید که خشمگین نشوید و آنقدر نیرومند باشید که از چیزی نترسید .

·        اجازه دهید از شما انتقاد کنند ، نگذارید با تملق و چاپلوسی شما را بزرگ و سرنگون سازند .

·        تلاش کنید قسمتی از وقت خود را صرف پیشگیری از بروز مشکلات کنید .

·      سازمان ، اداره و جامعه موقعی که افراد در مکان اصلی خود نباشند ، دچار مشکل می شوند ، بنابراین در به کار گماردن افراد دقت بیشتری نمائید ، زیرا وقتی کور ، کور دیگری را هدایت کند هر دو به چاه می افتند .

·        وقت خود را در روز طوری تنظیم کنید که برای موارد خلاف انتظار نیز جای باشد .

·      یک مدیر باید دست کم هفتاد درصد توجه خود را به خصوصیات مثبت زیر دستانش معطوف سازد . سی درصد بقیه برای توجه به ویژگی هایی که نیاز به بهبود و دگرگونی دارد ، کفایت می کند .

·      آنگاه که از یادگیری باز مانید ، به رشد خود پایان داده اید . هوشمندانه ترین وضعیت این است که پیوسته بیاموزیم و برای همخوان شدن با وضعیت های تازه آماده باشیم.  

·        مدیران خوش برخورد کارکنان شیفته می آفرینند .

·        حضرت علی (ع) : با دنیا مدارا کن و حوادث روزگار را به خونسردی و سنگینی بپذیر تا بر مدار خویش پیروز گردی .

·        دست کم هفته ای یک ساعت در محیط کارتان به گشت گذار بپردازید و افراد را به درست کار کردن تشویق نمایید .

·        بهترین شیوه رشد و مسئولیت پذیری افراد ، واگذاری کار و اختیار و مسئولیت دادن به آنهاست .

·      زیاده وری در ملامت زیر دستان موجب شعله ور شدن آتش لجاجت می شود .هنگامی که در سازمانتان اشتباهی رخ داد ، اشتباه را همچون فرصتی برای یادگیری غنیمت بشمار و به فرد اشتباه کننده دقیق بگویید که اشتباه او چه اثری در سازمان داشته است .وسپس اندکی درنگ کنید تا یادآوری شما جا بیفتد ، بعد اعتماد خود را به وی تأکید کنید زیرا شما می خواهید که فرد با خود بیندیشد وراه پیشگیری از تکرار خطا را بررسی کند ؛ نه اینکه از سرزنش یا رفتار ناخوشایندی که به او شده دل آزرده گردد ؛ قصد شما کنار گذاشتن رفتارهای اشتباه است ،نه فرد خطاکار .

·        سیاست های خود را آموزشی کنید نه اینکه آموزشهای خود را سیاسی کنید .

·        به همکاران دوره ابتدایی اهمیت بیشتری بدهید که: افضل الرجال معلّم الاطفال

·      مدیریت بر مبنای ارزشهای اسلامی ، برای تحقق ارزشهای الهی ، اقدام به گزینش کارکنان و مدیران مؤمن ومتخصص ، رعایت شایسته سالاری در عزل ونصب ها، نظارت بر فرهنگ سازمانی و بهبود شاخصهای فرهنگ اداری برای ایجاد محیط سالم ، برای رشد واعتلای معلمان ودانش آموزان عمل می نماید .

·        آنان که قلبشان آشیانه عشق ومحبت است چنان توانا هستند که هیچ قدرتی ، نیروی مقابله با آنها را ندارد .

·      ودر پایان باید در تمام مراحل زندگی خداوند را فراموش نکنیم وخدا را بر تمام اعمال خود ، در تمام اوقات ناظر وحاضر بدانیم .

هشدارها ونکته های تربیتی

نام کتاب : هشدارها و نکته های تربیتی

نویسنده : دکتر عبدالعظیم کریمی

در زیر نکاتی چند از یان کتاب آمده است :

v    تربیت یک تابع چند متغیره است . برخی از این متغیر ها تحت کنترل والدین است و برخی دیگر مربوط به عوامل نا مرئی و ناهشیار و غیر عمدی است که قابل پیش بینی نیست .برای تربیت فرزند خود باید سهم هر یک از این عوامل را به خوبی شناسایی کنیم .

v     برای رسیدن به اهداف تربیتی ، اگر می خواهید سریعاً به مقصودتان نائل آیید ، آهسته و تدریجی حرکت کنید .

v    تربیت کودک الزاماً مبتنی بر تعامل بین طبیعت او و دنیای پیرامون است ؛ پس در این تعامل باید به اقتضای طبیعت و محیط او رفتار کرد .

v     هدف تربیت باید توسعه و گسترش ظرفیت درونی و قوه ی جذب و هضم محرک ها در کودک باشد ونه تحمیل و تزریق معلومات و محفوظات به او .

v     در اندرزهای تربیتی سخنِ دل پذیر را با دلِ سخن پذیر همراه سازید .

v     عمیق ترین و پایدارترین آثار تربیتی در غیر مستقیم ترین و نامرئی ترین روش های تربیتی است .

v     جذاب ترین روش های تربیتی ، طبیعی ترین ، ساده ترین و صمیمی ترین آن ها ست .

v    هیچ دانش آموزی در جهان صرفاً به کمک آن چه می شنود و به یاری آن چه حفظ می کند پیش رفت نمی کند ، بلکه پیش رفت او بسته به مهارت هایی است که در میدان عمل به دست می آورد .

v    بعضی از دانش آموزان از اشتباهات ناخواسته ی خود بیش از آموزه های رسمی یاد می گیرند ، پس بگذارید دانش آموزان از اشتباه کردن نهراسند و پیش رفت خود را نه در خطا گریزی بلکه در خطا پذیری و خطا زدایی بجویند .

v    کودک احتیاج به محرومیت مصلحتی دارد تا نیاز ها او را بیدار کنند و استعداد های نهفته ی او را به کار اندازند .( آدمی در رنج جوشد و در گنج بپوسد )

v    معلمان باید به شاگردان خود جرآت اظهار نظر بدهند ، حتی اگر به مخالفت با نظر ما برانگیخته شوند . به تعبیر نیچه : « شاگردی که بر استاد خویش بر نیاشوبد استادش را درک نکرده است .»

v    کودک باید در دوران کودکی به قدر کافی کودکی کند . هر گونه شتاب زدگی کودکانه برای خروج زودرس از این مرحله ، منجر به تعویق و تأخیر در رشد یافتگی و بزرگ منشیِ او می شود .

v    تربیت کودک یکی از قدیمی ترین هنرها و جدید ترین دانش هاست . ترکیب این هنرسنتی با دانش مدرن ، مهارتی ظریف را می طلبد.

v    تا زمانی که لطف و رحمت خدا را در داشتن چیز های خوب و ارضای امیال خود دخیل می دانیم و حوادث و روی داد های تلخ و ناخوشایند را مشمول لطف ورخمت خدا نمی شماریم باید در ایمان خود به خدا شک کنیم

v    مأموریت انبیا در تربیت آدمی ، ابتدا تذکر دادن است ، یعنی آدمی را به یاد معرفتی که دارد می اندازند ؛ این روش نوعی ره یافت اکتشافی در تربیت درونی است .

v    فرق است بین عادت وملکه ؛ در تربیت ، عادت مانع آگاهی ورشد است و ملکه عامل پایداری و ثبات و تداوم خصائص اخلاقی است . در ملکه شدن استمرار نیّت وجود دارد ولی در عادت ِ صرف ، تکرار افعال و اعمال مکانیکی و قالبی وجود دارد .

v    دانش آموزان غالباً هدف خود را رسیدن به موفقیت می دانند ، غافل از آن که موفقیت مقصد و هدف نیست ؛ بلکه فرایندی است که همواره با کیفیت تلاش و احساس لذّت بردن از آن حاصل می شود ، موفقیت ایستگاه نیست ، بلکه راه است ؛ فراورده ای ثابت نیست ، بلکه فرایندی پویا ومتغیر است . اگر این نوع نگرش نسبت به موفقیت در کودکان ونوجوانان تقویت شود ، دیگر کم تر شاهد احساس شکست و نومیدی در آن ها خواهیم بود .

شازده کوچولو

کتاب : شازده کوچولو  نوشته آنتوان دوسنت اگزوپری

این کتاب داستان یک پسر بچه ای را به نام شازده کوچولو بیان می کند که از سیاره اش فرار می کند و در روی زمین با شخصی آشنا می شود و... در این کتاب به طور غیر مستقیم به موارد زیادی درباره ی تربیت انسان ها اشاره می کند .

پس از مطالعه ی این کتاب این پیام ها را دریافت نمودم که :

Ø      بی توجهی به کار کودکان باعث خاموشی انگیزه ی انجام کارآنان می شود .

Ø      بچه ها باید نسبت به آدم بزرگ ها ( به خاطر کارهای آن ها ) گذشت زیادی داشته باشند !!؟؟

Ø      باید ریشه های درخت بدی را از وجودمان بر کنیم ، تا سرزمین وجودمان را تسخیر نکنند ؛ یا آن قدر خود را بزرگ کنیم که اصلا ً وجود آن ها را حس نکنیم .

Ø      باید یاد بگیریم که قضاوت از روی کارها وعملکرد ها باشد نه از روی حرف هاو ظاهرها .

Ø      باید بدانم من وقتی حق دارم از دیگران انتظار اطاعت کردن داشته باشم که دستورهایم عاقلانه باشد .

Ø      باید بدانم که محاکمه کردن خود ، از محاکمه کردن دیگران سخت تر است ، اگر بتوانم در مورد خودم درست قضاوت کنم ، آن وقت می توانم یک قاضی درست وحسابی شوم .

Ø      کلاه خود پسندی را از سر خود بردارید و هیچ گاه آن را بر سر خود نگذارید .

Ø      از کودکان به اندازه ی کافی تعریف کنید تا آن ها باور کنند که می توانند بدون توجه به ویژگیهای دیگران ، زیباترین ، خوش لباس ترین ، ثروتمند ترین وباهوش ترین فرد سیاره خود باشند .

Ø      به کودکان شراب عشق ، محبت و شادی بنوشانید تا در حال مستی تمام سرشکستگیهای خود را فراموش کنند .

Ø      باید بدانم ؛ می توانم تاجر باشم ، تاجری که ستاره های آسمان وجود ، ذهن وافکارم را کشف کنم و به کودکان یاد دهم که آن ها هم بتوانند ستاره های ذهن و فکر خود را کشف کرده و به نام خود به ثبت برسانند و همواره به این فکر کنند که کشف ستاره ها ی جدید بدون توجه به آن ستاره ها فایده ای ندارد ؛ پس باید به فکر افکار جدید خود باشند تا به مرحله ی اجرا در آیند .

Ø      به کودکان یاد دهم که فانوس زندگی خود را همیشه روشن نگه دارند ومن نیز بدانم که با گذاشت زمان و پیچیده تر شدن زندگی انسان ها ، وظیفه ام را دقیق تر انجام دهم .

Ø      باید بدانم جغرافی دانی که فقط نام دریاها ، کوهها و ... را می داند ولی از وجود آن ها به صورت واقعی خبر ندارد ،   جغرافی دان نیست . علم فراوان من زمانی مؤثر خواهد بود که بتوانم نتایج آن را درعملکرد خود مشاهده کنم .

Ø      باید بدانم برای این که زندگی ما آدم ها آسان تر شود باید ریشه دار شویم تا باد ما را با خودش به این طرف و آن طرف نبرد ؛ ریشه ای که در مقابل باد هوس ها وشهوت ها مقاومت کرده وذره ای از خود ناتوانی نشان ندهد.

Ø      باید بدانم ؛ از قدرت تخیل خود استفاده کنم وهر چیزی را که می بینم ، می شنوم و می خوانم فقط تکرار نکنم ، بلکه بر روی آن ها کار کرده وچیز جدیدی بگویم .

Ø      باید بدانم ؛ که کودکان و دانش آموزان را می شود اهلی کرد ، اهلی به این معنا که علاقه و دلبستگی در آن ها بوجود آورمکه به سمت من کشیده شوند ؛ اما من هم باید برای آن ها اهلی باشم ، برای اهلی کردن نیاز به صبر و حوصله ی فراوان است ، اهلی کردن را با صحبت کردن آغاز نکنم ، اهلی کردن آداب و رسوم خاص خود را دارد ، یادگیری آن آداب ورسوم از هنرهای معلمی است ؛ وقتی کودکان را اهلی کردم ، می فهمم که همه ی کودکان در حالی که از یک جنسند اما هر کدام از آن ها با دیگری تفاوت های زیادی دارد و هر کدام از ایشان در تمام این کره ی خاکی  بی مانند هستند .

Ø      باید بدانم ؛ حقیقت را نمی توان با چشم سر دید . فقط با چشم دل می توان درست دید .

Ø      باید بدانم ؛ هر چیزی به اندازه ی مقدار وقتی که برایش صرف کرده ام ارزشمند است .

Ø      باید بدانم ؛ به جای این که برای خود ودانش آموزانم قرص ضد تشنگی تجویز کنم تا در وقتمان صرفه جویی شود ؛ قرص ایجاد تشنگی تجویز می نمودم تا به سمت چشمه ای رفته و از خنکای آب آن لذت ببریم و این رفتن همیشه ادامه داشته باشد .

Ø      ودر آخر این که کودکان راستی ،راستی خیلی عجیب اند چرا که ما بزرگترها نیز از دید آن ها راستی راستی خیلی عجیبیم .

رموز مدیریت موفق

 

نویسنده : برایان تریسی

     برایان تریسی در جهان چهره ای شناخته شده در زمینه ی مدیریت است . او هر ساله به بیش از صد هزار نفر اصول و روش بهینه سازی عملکرد فردی و حرفه ای را آموزش می دهد . او به انسان می آموزد که چگونه همزمان با ایجاد تعادل در زندگی و کار پیشرفت خود را دو یا سه برابر کند .

         در کتاب « رموز مدیریت موفق » بهترین ایده ها و روش هایی را که تا کنون در این زمینه کشف شده است ، آمده است که می تواند راهکارهای مناسب به مدیران ارائه نماید .در زیر به مواردی از آن ها اشاره شده است .

ü      مدیریت موفق یعنی رسیدن به دست آوردهای فوق العاده با به کارگیری افراد معمولی .

ü      همه کارها به صورت تیمی انجام می شود نه به صورت فردی ، نتیجه کار یک مدیر نتیجه کار تیم اوست .

ü      برای این که در حوزه خود مدیر موفقی شوید ، زودتر سر کار حاضر شوید ، سخت تر کار کنید و دیرتر کار را تعطیل کنید .

ü      از انجام کارهای غیر مترقبه نترسید ، وقتی به پیش می روید ، امنیت شما بیشتر از زمانی است که ثابت ایستاده باشید

ü      توانایی تصمیم گیری درست بیش از هر عامل دیگری تعیین کنند ه ی موفقیت شماست .

ü      برای به دست آوردن چیزی که تا به حال نیاورده اید ، باید تبدیل به کسی بشوید که تا به حال نبوده اید .

ü      به محض اینکه هدفتان را مشخص کردید تمام ذهنتان را تا زمانی که به آن برسید روی هدف متمرکز کنید .

ü      مدام در جستجوی راه هایی برای افزایش بهره وری ، کارایی و بازدهی باشید .

ü      کار هر کسی به طریقی راضی کردن مشتری های خودش است . مشتری های شما چه کسانی هستند و عملکرد شما چگونه است ؟

ü      همیشه آماده باشید تا اگر کسی ایده ی تازه و بهتری پیشنهاد کرد آن را جایگزین ایده قدیمی خودتان کنید .

ü      هر فرد عادی موقع کار حداکثر از 50 درصد توان خود استفاده می کند ، وظیفه شما به کار انداختن آن 50 درصد دیگر است .

ü      قدردانی و تشویق قدرتمند ترین ابزار برای ساختن کارکنان است .

ü      خودتان را وقف پرورش مداوم شخصیت تان کنید ، شما ارزشمند ترین سرمایه خودتان هستید .

ü      بهترین مدیران کسانی هستند که به همه جزئیات کار توجه دارند ، هیچ چیز را به دست شانس نسپارید .

ü      مدیران برتر همیشه آماده پذیرفتن اشتباهات خود و متوقف کردن خسارت هستند ، آماده باشید اعتراف کنید که نظرتان را عوض کرده اید ، وقتی فهمییدید تصمیم گیری اولیه ضعیف بوده است ، دیگر روی آن پا فشاری نکنید .

ü      مدیریت یک بازی فکری است ، هرچه بهتر فکر کنید ، نتایجی که به دست می آورید ، بهتر خواهد بود .

ü      مدام از خودتان بپرسید : « بهترین استفاده ای که  الآن می توانم از وقتم بکنم چیست ؟»

ü      یک مدیر طوری رفتار می کند که انگار همه دارند او را تماشا می کنند ، حتی وقتی هیچکس به او توجه ندارد یا تنهاست .

ü      برای اینکه کارکنان بدانند عملکردشان چطور است و در مسیر درست باقی بمانند نیاز دارند که به طور مرتب بازخورد کارشان را ببینند .

ü      کاملاً مراقب سلامت جسمی خود باشید . سرزنده بودن و انژی داشتن برای موفقیت یک مدیر ضروری است .

ü      حداقل شرط لازم برای موفقیت این است که درباره حوزه کاریتان مدام مطالب جدیدی یاد بگیرید .

ü      ویژگی بارز یک مدیر جدیت و تمرکز او روی هدف است .

ü      مدام از خودتان بپرسید : « اگر همه در سازمان مثل من کار کنند ، عاقبت سازمان چه می شود ؟ »

ü      اراده کنید که همیشه به وجود آورنده ی تحولات باشید نه قربانی تغییرات .

ü      دنیای بیرون شما انعکاس دنیای درونتان است ، اگر طرز تفکرتان را عوض کنید ، زندگیتان عوض می شود .

ü      از راحت طلبی که باعث مدیریت ضعیف می شود ، دوری کنید ، استانداردهای خودتان را مدام بالاتر و بالاتر ببرید .

ü      موفقیت شما در گروه این است که تمام کارکنان شما با تمام وجود تلاش کنند تا عملکرد عالی داشته باشند ...

ü      همیشه فکر کنید برای خودتان کار می کنید ، رویکردتان نسبت به سازمان طوری باشد که گویی صاحب آن هستید .

ü      روی کاغذ فکر کنید . هر دقیقه ای که صرف برنامه ریزی کنید ، موجب می شود که موقع انجام کار ده دقیقه صرفه جویی کنید .

ü      به جای اینکه هشتاد درصد از وقتتان را صرف تمرکز کردن روی مشکلات گذشته کنید ، صرف ایجاد موقعیت هایی برای آینده کنید .

ü      همیشه به یاد داشته باشید که در خانه ، کمیت وقت و در محیط کار کیفیت وقت اهمیت دارد .

ü      کارکنان ِ بی کفایت اعتبارتان را تضعیف و آینده تان را تباه می کنند .

ü        هر کاری که انجام می دهید در واقع انتخابی است ، بین کار مهم تر و کارهایی که اهمیت کمتری دارند ؛ درست انتخاب کنید .

ü      مدیران مؤثر تفکر استراتژیک دارند ، آن ها کل گرا هستند و می توانند همه چیز ر ا از بالا ببینند .

ü      آزادی عمل شما فقط بستگی به تعداد انتخاب هایتان دارد . روش هایتان را مدام توسعه دهید و بهبود بخشید .