ولتر فرانسوی: حضرت محمد؛ بی­گمان مردی بسیار بزرگ بود. وی جهانگشایی توانا، قانون­گذاری خردمند، سلطانی دادگر و پیامبری پرهیزگار بود. او بزرگترین نقشی را که ممکن بود در مقابل چشمان مردم عادی ایفا کند در روی زمین ایفا کرد.

كارن آرمسترانگ، (تولد1944م.) در كتاب «زندگي‌نامه پيامبر اسلام [صلي الله عليه وسلم]» مي‌نويسد: «اگر ما محمد [صلي الله عليه و سلم] را از همان ديدگاهي كه چهره‌هاي بزرگ تاريخي را مي‌نگريم، ببينيم، به راحتي به اين باور خواهيم رسيد كه او بزرگ‌ترين نابغة طول تاريخ بشر بوده است. اين باور نه به خاطر آوردن قرآن، يا ايجاد دين بزرگ، يا فتوحات نظامي، بلكه به خاطر شرايط خاصي كه او در آن رشد يافته، ايستادگي كرده و پيروز گرديده است، در ما ايجاد مي‌گردد».

ژنرال سرپرسي سايكس (1867-1949م.) نويسندة مشهور انگليسي در كتاب «تاريخ ايران» مي‌نويسد: «به عقيدة شخصي من، حضرت محمد [صلي الله عليه و سلم] در ميان عالم بشريت بزرگ‌ترين انساني است كه با يك مرام عالي، تمام هم خود را مصروف اين داشت كه شرك و بت‌پرستي را از انديشه‌ها منهدم ساخته و به جاي آن افكار بلند اسلام را برقرار سازد. خدمت وافر و نماياني كه از اين راه به نوع بشر نموده، خدمتي است كه آن را ستايش نموده و سر تعظيم فرود مي‌آورم».

جان ديون پورت  (1789-1877م.)، اسلام‌شناس معروف انگليسي، در كتاب «عذر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن» چاپ لندن، سال 1869، چنين مي‌نويسد:

«نويسندگاني كه كوركورانه تحت تأثير تعصب قرار گرفته و گمراه شده‌اند و در نتيجه به حسن شهرت زنده‌كنندة آيين يكتاپرستي اهانت روا داشته‌اند، نه فقط ثابت كرده‌اند كه روح خيرخواهي نجات‌دهنده (مسيح) كه با آن همه استقامت و قدرت در انجام آن پايداري نشان داده، در آنها تأثير ننموده است، بلكه در قضاوت نيز راه خطا پيموده‌اند؛ زيرا با مختصر تأمل و تفكري مي‌توانستند اين نكته را درك كنند و دريابند كه پيغمبر و تعليمات او را نبايد از نظر يك نفر مسيحي يا از لحاظ فكر اروپايي انتقاد كنند، بلكه اين بحث بايد از نظر شرقي مورد قضاوت قرار گيرد و به عبارت ديگر شخصيت محمد را به عنوان يك نفر مصلح ديني و قانونگذاري كه در قرن هفتم مسيحي در آسيا قيام كرده است، بايد مورد مطالعه و تحقيق قرار داد، در اين صورت بدون شك اگر او را يكي از نوادر جهان و منزه‌ترين نوابغي كه گيتي تاكنون توانسته است پرورش دهد، به شمار نياوريم، ستم بزرگي را مرتكب شده‌ايم. همانا بايد او را بزرگ‌ترين و يگانه شخصيتي بدانيم كه قارة آسيا مي‌تواند به وجود چنان فرزندي برخود ببالد.

هرگاه وضع اعراب را قبل از ظهور محمد در نظر بگيريم و با اوضاع بعد از قيام او مقايسه كنيم، و هرگاه اندك تفكري در شعلة عشق و علاقه‌اي كه در قلوب پيروان او برافروخته شده و تا به امروز به همان حال باقي است توجه كنيم، به خوبي احساس مي‌كنيم كه اگر از تمجيد و تكريم چنان مرد بزرگ و فوق‌العاده‌اي خودداري كنيم بي‌انصافي است».

توماس كارلايل  (1795-1881م)، رجال‌شناس و متفكر انگليسي در كتاب «قهرمان وقهرمانيت»  درباره پيامبر اسلام صلي الله عليه وسلم چنين اظهار نظر كرده است:

«شما مي‌گوييد او را پيغمبر دانستند؟ بلي او كسي است كه با آنها روبه‌رو بود، تك و تنها، روشن و آشكار، بدون اينكه در لباس اسرار و رموز مقدسي در آمده باشد، وضع او محسوس بود و مشهود؛ لباسش را خودش مي‌شست و كفش‌هايش را رفو مي‌كرد و مي جنگيد، مشورت مي‌كرد و در ميان آنها حكومت مي‌كرد و فرمانروايي داشت.

بايستي او را ديده باشند كه چه نوع شخصي بود. شما هر چه مي‌خواهيد او را بناميد، هيچ امپراطوري با تاج و زينت و زيور پادشاهي مانند اين مرد كه شخصاً جامه‌اش را مي‌شست  نبود.

اين مردي كه مدت 23 سال با آن همه رنج و مشقت زندگي كرد، چنان آزمايش‌هايي عملي سخت و دشوار از خود نشان داد كه من او را «قهرمان» مي‌دانم و لازم است كه چنين عنواني داشته باشد».

لئون تولستوي (1828-1910م.) نويسندة مشهور روسي، از كساني است كه كتاب جالبي در رد اشخاصي كه پيامبر اسلام را به سلطنت‌طلبي و شهوت‌راني نسبت داده‌اند، به نام محمد [صلي الله عليه وسلم] تأليف كرد و ضمناً سخنان حكيمانه ايشان را هم در رسالة مخصوصي گردآوري و به زبان روسي ترجمه كرده و به عنوان «سخنان محمد» انتشار داده است. وي چنين نوشته است:

«جاي هيچگونه شبهه و ترديدي نيست كه پيغمبر اسلام (ص) از مصلحان بزرگ دنيا است، آن هم مصلحي كه به جامعة بشريت خدمات شاياني كرده است و اين فخر و مباهات براي او بس است كه يك ملت خونريز و وحشي را از چنگال اهريمنان عادات زشت و شنيع رهانيد و راه ترقي را به روي آنان باز كرد و حال آنكه هر مرد عاديي نمي‌تواند به چنين كار شگرفي اقدم كند و نتيحه بگيرد. بنابراين شخص پيغمبر اسلام [صلي الله عليه وآله وسلم] سزاوار همه گونه احترام و اكرام مي‌باشد. شريعت اسلام به علت توافق آن با عقل و حكمت، در آينده عالمگير خواهد شد».

فرانسوا ماري آروئه ولتر (1694-1778م.) انديشمند، فيلسوف و نويسندة بزرگ فرانسوي در كتاب «كليات ولتر» مي‌نويسد: «محمد [صلي الله عليه وسلم] بي‌گمان مردي بسيار بزرگ بود و مردان بزرگي نيز در دامن فضل و كمال خود پرورش داد. قانون‌گذاري خردمند، جهان‌گشايي توانا، فرمانروايي دادگستر و پيامبري پرهيزگار بود و بزرگترين انقلاب روي زمين را پديد آورد».